سه

اوووف…

هیچ فکر نمی کردم اگه بخوام شروع کنم؛ یعنی واقعا شروع کنم این همه دردسر می کشم. دردسر که اسمش نیس شاید…بد فرم به رخم کشیده شد نادانی مطلقن در زمینه ی وب.

کلی طول مشید تا بفهمم نسخه ی 2.5 از وردپرس فارسی که می گن چیه و plugin های معرفی شده این ور و اون ور به درد من نمی خوره و… بگذریم از سر زدن به n تا سایت و یادگرفتن کلی چیز تازه از صدقه سر جستجوی یه مطلب واسه یاد گرفتن امکانات اینجا. (کلی از اون سایت ها رو مشترک شدم با گوگل ریدر)

در نتیجه دیگه شروع.

دو تا پست قبلی که نک و نال بود بیشتر. نه واقعا. قرار نیس اینجا دیگه حال بدم به خودم.

نمی دونم چطور می شه خواننده داشت.هیچی نمی دونم. مهم اینه که بنویسم…

قراره یاد بگیرم ها؟ حتی نوشتنو…حتی داشتن نگاهی داور رو…حتی بی که شکوه کردن روز به روز گذروندن رو…

دووم می شه آورد؟!

~ با مانا در می 14, 2008.

يك پاسخ برايش بگذاريد